چکیده
اعتیاد به مواد مخدر، به عنوان جدی ترین مسأله اجتماعی در ایران، وجوه مختلف جامعه شناسی، روانشناسی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و ... دارد. به اعتقاد صاحب نظران، اعتیاد زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی به ویژه بزه دیدگی زنان است. بیش از 60 درصد از زندانیان کشور، به جهت اعتیاد و قاچاق مواد مخدر مجرم شناخته شده اند. مردان، اکثریت معتادان به مواد مخدر را تشکیل می دهند و در نقش همسر یا پدری معتاد، تهدیدی جدی بر حیات فردی و خانوادگی زنان و آسیبی عمیق بر کیان خانواده محسوب می شوند.
این سطح بیشتر مورد نظر روانشناسان اجتماعی است، در این تبیین، بر محیط نزدیک و بلافصل افراد، روابط فرد در ارتباط با گروههای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه، همسالان و... توجه میشود که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم زمینه گرایش فرد به سوی اعتیاد را فراهم میکند.
کارسون (1999) معتقد است عملکرد خانواده و روابط حاکم بر آن، بستری برای گرایش افراد خانواده به اعتیاد است. همچنین اعتیاد یکی از اعضای خانواده، عامل فشارآور بالقوه ای است که می تواند اثرات نامطلوبی ایجاد کند.
بلانتون و همکاران او در سال 1997 به سه فرضیه در مورد علل اعتیاد جوانان اشاره می کنند:
1- زمانی که والدین، مبادرت به انجام رفتار مخاطره آمیز کنند، به عنوان مدل و الگو، تأثیر مستقیمی بر فرزندان خواهند داشت.
2- زمانی که فرزندان عضو گروه هایی شوند که انجام رفتارهای مخاطره آمیز را تشویق کرده و شجاعت بدانند، این رفتارها افزایش خواهد یافت.
3- رفتار و ارتباط والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم سبب پیوستن فرزندان به همسالان در معرض خطر خواهد شد.